رابطه عاشقانه یا حماقت ابلهانه

رابطه عاشقانه یا حماقت ابلهانه

انتخاب شدن یا انتخاب کردن؟

همه ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم  که برای بقای خود نیاز به برقراری ارتباط با اطرافیانمان داریم.

در این ارتباطات گاهاً با توجه به معیارهایی که از قبل برای خودمان تعریف کرده‌ایم، از شخصی که با معیارهای ما هم‌خوانی داشته باشد خوشمان می‌آید که باتوجه به فرهنگ‌مان اگر پسر باشیم انتخاب می‌کنیم و اگر دختر باشیم انتخاب می‌شویم و در این بین چقدر خوب هستند دخترانی که جسارت این کار را دارند و وقتی از کسی خوششان می‌آیند پاپیش می‌گذارند و پیشنهاد می‌دهند و نگاه به فرهنگ نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند این کار را انجام دهند؛ تا چندسال بعد در گوشه‌ای خلوت ننشینند و حسرت نخورند که ای کاش آن زمان این جرأت را داشتند و سکوت نمی‌کردند و خواسته دلشان را مطرح می کردند.

چرامن؟

اما آن چیزی که در این‌جا مدنظر است این است که وقتی دختری انتخاب می‌شود باید این سؤال را از خود بپرسد که چرا من انتخاب شده‌ام و چه ویژگی‌ای داشته‌ام که مورد انتخاب یک پسر واقع شده‌ام؟

سؤالی که جواب درست به آن باعث می‌شود ارتباط به درستی شکل بگیرد.

گاهای نیاز است که این سؤال را از طرف مقابل‌تان هم بپرسید، زیرا جواب او هم می‌تواند نشان دهنده این باشد که این انتخاب از سرهیجان بوده است یا از روی منطق!

تفاوت هیجان و منطق در رابطه؟

حال باید بدانیم که انتخابی  که از سر هیجان بوده است چه تفاوتی با انتخابی که از روی منطق است دارد.

انتخابی که از سرمنطق است؛ معیار برای طرف مقابل، خانواده و رفتار و منش دختر است و انتخابی که از سر هیجان است از روی زیبایی ظاهری فرد یا با گفتن دیالوگ معروف عاشق تو شده‌ام و چیزهایی از این قبیل می‌باشد.

هیجانات عاطفی نمک رابطه می‌باشند ولی بعد از مدتی نمی‌توانند نگه‌دارنده یک رابطه عاشقانه باشند.

امنیت در رابطه عاطفی:

معیار بعدی برای انتخاب یک فرد برای رابطه این است که طرف مقابل به شما ناامنی ندهد.

ابتدا بگذارید به تعریف امنیت بپردازیم تا با‌آن بتوانیم نا‌امنی را معنی کنیم.

امنیت یعنی این‌که طرف مقابل ما قابل پیش بینی باشد و اهل تهدیدهای ناگهانی و رفتارهایی از این دست، نباشد.

حال سؤال پیش می‌آید که از کجا بدانیم طرف به ما نا امنی می‌دهد یا خیر؟

جواب در یک کلمه نهفته است؛ معاشرت. شما با ارتباط و معاشرت می‌توانید پی ببرید که با چگونه آدمی سر و کار دارید.

بازی پینگ پنگ:

به خاطر بسپارید که رابطه عاطفی عین بازی پینگ پنگ می‌ماند؛ وارد رابطه‌ای نشوید که فرد مقابل بازی کردن را بلد نمی‌باشد. چون شما هرچقدر هم خوب بازی کنید وقتی طرفتان نمی‌تواند درست بازی کند، نمی‌تواند درست احساساتش را بیان کند و… شما صدمه می‌بینید و این صدمه دیدن با مرور زمان به فراموشی ختم نمی‌شود زیرا وقتی شما احساسات خود را درگیر می‌کنید ذهن شما هیچ وقت نمی‌تواند آن را فراموش کند فقط می‌تواند دُز آن را  کم یا زیاد کند.

گاهی اوقات انقدر طرف مقابل بد بازی می‌کند که برای شما گران تمام می‌شود و ترجیح می‌دهید این رابطه را تمام کنید وتصمیم  به جدایی می‌گیرید.

برای فراموشی یک رابطه باید تصمیم قاطعانه بگیرید؛ و پای آن تصمیم سفت و سخت بایستید.

یکی از مهم‌ترین اصل‌هایی که بعد از پایان رابطه عاطفی باید به آن توجه کنید این است که نباید آن رابطه را نشخوار کنید.

یعنی این‌که:

نباید خاطرات آن  را مرور کنید.

نباید چت ها، اس‌ام‌اس‌ها و… مرور کنید.

نباید عکس‌های آن فرد را در گوشی سیو داشته باشید.

کادو یا هرچیزی که متعلق به او می‌باشد را باید از بین ببرید.

حتی دوستانی را که از او خبر می‌آورند و باعث رنجش شما می‌شوند را باید از زندگی خود حذف کنید.

بعد از این‌که تمام این کارها را انجام دادید وقت این است که با خود خلوت کنید و خود را تحلیل کنید و بپرسید که چرا این

×
×

سبد خرید